احســــان خواجه امیــــری

احســــان خواجه امیــــری

احسان خواجه امیری عاشقتم داداش

تو این سایت هر نظری بزارید حتما خونده میشه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/09/22ساعت 1:51  توسط ســــــــــام  | 

مصاحبه مجله ی خانواده ی سبز

مجله خانواده سبز با " احسان خواجه امیری " و " رضا صادقی " مصاحبه ای کرده که براتون میذارم

 

بــدون سانسور»» کالبد شکافی موسیقی پاپ

از مدت‌ها قبل تصميم داشتيم كه با دو تن از موفق‌ترين مردان موسيقي پاپ گفتگو كنيم تا آنان پاپ امروز ايران را كالبدشكافي كنند. قرارمان در ساعت 11 شب، دفتر دوست مشترك‌مان، عكاس خوش‌ذوق سينماي ايران، «بابك ماني» صورت گرفت. خب، اين هم از مشخصه‌هاي كار خبرنگاري است كه تا پاسي از شب بايد به دنبال سوژه‌هاي جذاب باشي، رضا صادقي يك دقيقه زودتر رسيده بود و پشت‌سر او احسان خواجه‌اميري. احسان كه به رضا رسيد، گفت: «براي تو مشكي پوشيده‌ام»، بله، هر دوي‌شان مشكي‌پوش بودند...

به دفتر بابك كه رفتيم، دقايقي صحبت از كنسرت بزرگ كيش به ميان آمد كه رضا قرار بود در هفته اول به اجرا بپردازد و احسان در هفته پنجم... بعد قرار شد عكاسي صورت بگيرد و بابك ماني هم چند دوربين غول‌پيكر خود را روبه‌روي آنان گذاشت، تا آنان با ژست‌هاي خود، براي خانواده‌سبز، عكس يادگاري بگيرند.قرار شد پس از عكاسي، ما يك موضوع را بيان كنيم و احسان و رضا درباره آن موضوع به گفتگو با يكديگر بپردازند. دقايقي از عكاسي گذشت كه ناگهان برق منطقه رفت، ساعت 12 شب بود، زمان را نمي‌توانستيم از دست بدهيم، هر دوي خوانندگان مطرح كشورمان از تمرين آمده بودند و خستگي در وجودشان موج مي‌زد. از اين رو، تصميم گرفتيم كه گفتگو را آغاز كنيم.بابك، شمع آورد و در يك فضاي شاعرانه و عارفانه، گفتگوي دوساعته ما صورت گرفت، مصاحبه كه به اتمام رسيد، ساعت 2 شب بود، اما خبري از آمدن برق نبود، اميدواريم اين گفتگو در تاريكي مورد توجه شما قرار گيرد، چرا كه احسان و رضا، رك و صريح صحبت كردند و حسابي از شرمندگي شبكه‌هاي ماهواره‌اي درآمدند.

مـرد هميشه مشكي‌پوش

رضا صادقي 25 مرداد1358 در بندرعباس به دنيا آمد و اصالتش از شهري زيبا به نام ميناب (آناميس) است. نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به جهان گشود، ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه‌مندي او به مسائل هنري باعث شد تا فعاليتش را در زمينه موسيقي آغاز كند .

 سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه ذهني او بود با توجه به اينكه در آن سال‌ها بندرعباس امكانات بسيارمحدودي براي فراگيري داشت، بنابراين او با مطالعه كتاب‌هاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد. علاقه‌مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا نگاه موزيسين‌هاي بزرگ به او تغيير كند، او هميشه لباس مشكي بر تن مي‌كند.

 فارغ‌التحصيل كامپيوتر

احسان خواجه‌اميري فرزند ایرج؛ خواننده قدیمی موسیقی سنتی ایران در ۷ آبان، 1363 متولد شد. او در رشته مهندسی کامپیوتر ادامه تحصیل داد و فرزند آخر خانواده است. احسان با ترانه «جان بابا» که همراه با ایرج، پدر خود اجرا کرده ‌بود به دنیای موسیقی شناخته ‌شد. با به بازار آمدن آلبوم «من و بابا» در تابستان 1380 و در پی آن راه‌ یافتن احسان به صدا و سیمای ایران به خواننده‌ای شناخته شده و محبوب در ایران تبدیل شد. می‌توان گفت، احسان با ترانه «برای آخرین بار» که برای تیتراژ پایانی سریالی با همین نام اجرا کرده‌‌بود به اوج محبوبیت رسید. ترانه زيباي او بر روي سريال ميوه ممنوعه در رمضان 86، او را به اوج شهرت در موسيقي پاپ رساند. احسان خواجه‌اميري، پسر خواننده قديمي كشورمان ايرج خواجه‌اميري است. او از شش سالگي دست به ساز شد و در سن 13 سالگي اولين ترانه‌اش را براي صدا و سيما ساخت كه پخش هم شد. او در 15 سالگي تصميم گرفت خواننده شود و اينگونه بود كه وارد حيطه هنر شد.

چــرا دو شـب؟

از سال گذشته اگر خواننده‌اي كنسرت برگزار ‌كند، تنها دو شب اين اتفاق برايش مي‌افتد و سه شب يا بيشتر نمي‌تواند كنسرت برگزار كند چرا؟ اين پرسشي است كه صادقي و خواجه‌اميري به آن پاسخ مي‌دهند.

رضا صادقي مي‌گويد: درباره اين موضوع اين سوال براي من خواننده پيش مي‌آيد كه كنسرت گذاشتن براي من، يك پايان‌نامه دانشگاهي است و مي‌خواهم بازتاب آلبومم را ببينم... افرادي هم كه به كنسرت مي‌‌آيند به اين خاطر است كه از ما بهترين را بشنوند... اما وقتي كنسرت‌ها، در دو شب برگزار مي‌شود، تا ما خودمان را با شرايط وفق مي‌‌دهيم، كنسرت‌ها تمام مي‌شود و آن انرژي نيمه‌كاره مي‌ماند. اين براي من سوال است، كار خواننده و گروهش يك بازي صوتي است، كه اين بازي مستلزم راحتي ما با محيط است، ما شب اول كه كنسرت برگزار مي‌كنيم، كمي با هم غريبه هستيم، اما شب دوم، تازه با محيط خو مي‌گيريم اما ديگر فرصتي نيست تا انرژي‌مان را تمام و كمال در اختيار مدعوين بگذاريم. از مسئولان مي‌خواهم فكري به حال كنسرت در شب‌هاي بيشتر كنند. ببينيد، مردم عطش شنيدن موسيقي دارند پس نبايد اين عطش را از آنان بگيريم. فرصت براي شنيدن كنسرت به شكل زنده، بايد بيشتر باشد، اميدوارم اين نگاه‌ها تغيير كند.

احسان خواجه‌اميري گفته‌هاي صادقي را تائيد مي‌كند و مي‌گويد: موسيقي يك نياز براي روح افراد است. زماني كه تعداد كنسرت‌هاي يك گروه دو شب مي‌شود در يك شهر پرجمعيت مانند تهران اين فرصت از خيلي‌ها كه علاقه‌مند موسيقي هستند گرفته مي‌شود.

ضمن اينكه اين موضوع باعث مي‌شود تا قيمت بليت كنسرت به طور چشمگيري افزايش پيدا كند به خاطر اينكه مراحل آماده‌سازي يك گروه كه شامل هزينه ماه‌ها تمرين، رفت و آمد، استوديو تمرين و غيره... مي‌باشد، فقط براي دو شب كنسرت پرداخت شده و براي تهيه‌كننده توجيه اقتصادي ندارد. چون وقتي برآيند اين هزينه‌ها با هزينه تبليغات و پول سالن و پول عوامل اجرايي كنسرت و غيره جمع مي‌شود خيلي سنگين مي‌شود. مثلا هزينه سالن در تهران شبي 17 - 18 ميليون تومان است. در نتيجه تهيه‌كننده ناگزير است بليت را 50 هزار تومان بفروشد كه اين موضوع اصلا مورد رضايت من نيست!

چرا كه هنرمند متعلق به تمام جامعه است نبايد فضا به گونه‌اي شود كه فقط قشر خاصي از جامعه بتوانند از كنسرت‌ها استفاده كنند.

رضا صادقي بحث را ادامه مي‌‌دهد: يك نفر مرا در خيابان ديد و گفت: آقا رضا، شنيدم كنسرت داريد، به او گفتم ان‌شاءا... شما را خواهم ديد، در كمال ناباوري به من گفت: اي آقا ما كجا و بليت‌هاي گران‌قيمت شما كجا؟ احساس كردم اين علاقه‌مندان از من و موسيقي فاصله گرفته‌اند و من را دور مي‌بينند. به خودم گفتم براي چه مي‌خوانم و متاسفم كه همه اين مسائل دست به دست هم مي‌دهد تا مخاطبان موسيقي يك سري آدم محدود باشد.

حال بحث عوض مي‌شود ... احسان مي‌گويد: اجازه بدهيد رك صحبت كنم. من و رضا به اين نتيجه رسيديم كه عاشق كشورمان هستيم و مي‌‌خواهيم به مسئولان بگوييم كه ما بايد دست به دست هم بدهيم و موسيقي كشورمان را سربلند كنيم. ما با اينكه پتانسيل بسيار خوبي داريم، اما بايد قبول كنيم كه در دنيا، موسيقي مطرحي نداريم!

چه كساني پاپ را به بيراهه كشاندند؟

احسان مكث مي‌‌كند و ادامه مي‌دهد: معمولا مي‌‌شنويم كه موسيقي را جدا مي‌كنند، يعني موسيقي سنتي، پاپ و... من خودم از خانواده‌اي آمدم كه در زمينه موسيقي اصيل و سنتي فعاليت مي‌كردند، اما اين حرف را قبول ندارم كه بين سنتي و پاپ بايد تفاوت قائل شد. به نظر من، هر موسيقي كه هدف والايي داشته باشد، ارزشمند است. ممكن است در يك موسيقي اصيل و سنتي اشعاري مبتذل خوانده شود، اما از آن طرف مثلا رضا صادقي مي‌آيد، روي موسيقي پاپ قطعه پر معناي «وايسا دنيا» را مي‌خواند كه آدم را تكان مي‌دهد.

رضا صادقي وارد بحث مي‌شود و مي‌گويد: من و احسان جزو معدود خواننده‌هايي هستيم كه خيلي با هم دوستيم. احسان در خانواده‌اش پيشينه موسيقي سنتي دارد كه از پدرش به ارث رسيده و من، همان پيشينه را هم ندارم. اجازه بدهيد واضح‌تر بگويم، ما بايد خودمان از هم حمايت كنيم، يعني كسي كه موسيقي سنتي كار مي‌كند، بايد از «پاپ» هم حمايت كند. وقتي كه ما خودمان از هم حمايت كنيم، مسئولان هم به ناخواه تعمق مي‌كنند. اجازه بدهيد مثالي بزنم، «ميثم مروستي» از نوازندگان خوب سازهاي سنتي است، اما وقتي وارد پاپ مي‌شود، پاپ را محترم مي‌شمارد. هر دوي افرادي كه در اين دو حيطه كار مي‌كنند، بايد به يكديگر احترام بگذارند.

صحبت به شبكه‌هاي ماهواره‌اي كشيده مي‌شود، دو شبكه‌اي كه دائم موسيقي پخش مي‌‌كنند، آيا آنها به كمك پاپ آمدند يا نه؟! بحث را صادقي آغاز مي‌كند: «موسيقي پاپ كه از نيمه دوم دهه هفتاد جان دوباره‌اي گرفت، داشت خيلي خوب پيش مي‌رفت، تا اينكه آن دو شبكه ماهواره‌اي وارد مقوله پاپ شدند. ببخشيد، اين دو شبكه شورش را درآوردند و به پاپ خيانت كردند!» از صادقي مي‌پرسيم، واضح‌تر بگو؟ تخريب كردند يعني چه؟ مي‌گويد: «مسئولان مي‌گفتند، ما مي‌خواهيم نمونه‌اي از موسيقي پاپ ببينيم، اما هر موزيك و كليپي كه پخش مي‌شد سطح فكري پايين موسيقي ما را نشان مي‌داد و همان شد ملكه ذهن خيلي‌ها... حتي اون ور آبي‌ها هم تعجب كردند كه اين چه موسيقي است كه شما داريد؟! هي مي‌گفتيد پاپ، پاپ‌تان همين بود؟» احسان مي‌گويد: من مسئولان را مقصر نمي‌دانم، اما به كمك آنها احتياج داريم، ما بايد قبول كنيم كه موسيقي يك نياز رواني براي جامعه است. با هم صحبت كنيم، مگر الان كه ما داريم اين صحبت‌ها را مي‌گوييم، بد است؟! بايد جلسه بگذاريم و به حال اين موسيقي فكري كنيم. انصافا الان خواننده‌هاي ما آن طور در منطقه، شناخته شده نيستند، اما چند خواننده لس‌آنجلسي تورهاي بين‌المللي اجرا مي‌كنند! آنها اهدافشان با ما تفاوت دارد. بعد جالب است همان‌ها كه مي‌آيند كليپ‌هاي سطحي از اين دو شبكه را مي‌بينند، مي‌گويند: باز صد رحمت به ما... اصلا ما نبايد اجازه بدهيم آنان چنين حرفي بزنند. اين براي ما زشت است.

از هر دوي‌شان مي‌پرسيم شايد اين به بي‌ظرفيتي ما مرتبط باشد، يعني اگر فضا باز باشد، يك سري از افراد جوياي نام سوءاستفاده مي‌كنند.احسان مي‌گويد: نه، من اصلا به اين حرف‌ها اعتقاد ندارم، يعني زيرزميني و روزميني و... مثلا رضا، ابتدا ترانه‌هايش پخش شد، آن هم بدون مجوز، اما به دل نشست، مي‌دانيد چرا؟ چون هدفمند بود، داراي الگو بود. اما بايد قبول كنيم، در حال حاضر الگويي نداريم. نه براي موسيقي آرام، نه براي موسيقي تند. مگر در اين كشور كارهاي ارزشي كه الگو هم بوده، كم توليد شده؟! نكته اينجاست كه از اين نوع موسيقي‌هاي فاخر، ارزشمند و قانونمند، حمايت نمي‌كنيم.

كليــپ‌هاي بي‌معني ماهواره‌اي

از خواجه‌اميري مي‌خواهيم كه نظر خودش را در مورد كليپ و كليپ‌سازي بگويد. «من به شخصه دوست دارم، كار رضا صادقي و امثال او هر روز از تلويزيون پخش شود كه اگر جوانان علاقه‌مند مي‌خواهند به دنبال موسيقي بروند، اين نوع موسيقي را انتخاب كنند، اما وقتي در چنين شرايطي براي تبليغ خوانندگان، حتي كليپ‌سازي وجود ندارد، مشخص است كه جوان سراغ شبكه‌هاي ماهواره‌اي مي‌رود.» احسان در ادامه مي‌گويد: حالا كه صحبت به كليپ رسيد اجازه بدهيد، به نكته‌اي اشاره كنم. كليپ يك نياز است. ما امروزه موسيقي را، بيشتر در اتومبيل يا منزل مي‌شنويم، اما مهم‌ترين فاكتور براي موسيقي روز جهان، همراه بودن آن با تصوير است.
 وقتي شما اين تصوير را از موسيقي بگيريد، نبايد انتظار زيادي داشته باشيد كه اثرگذاري هم داشته باشد. يعني شما هر چقدر موسيقي فاخري بسازيد، در هزاره سوم بايد به همراه تصوير در ذهن مردم رخنه كند. وقتي ما استفاده نكنيم، آنها مي‌آيند استفاده مي‌كنند! در حال حاضر اين اتفاق يكي از بزرگترين معضلات موسيقي ايران است. اين سوال بارها براي ما پيش مي‌آيد كه چرا مثلا كنسرت‌هاي صادقي، اصفهاني، عصار و... پخش نمي‌شود. واقعا چرا؟اين پرسشي است كه احسان مي‌پرسد و رضا صادقي پاسخ اين پرسش را اينگونه مي‌گويد: «يك سري حرف‌هاست كه مي‌خواهم رك بگويم، نه اينكه از گفتنش ابايي داشته باشم، اما من نمي‌توانم از طرف ديگر دوستانم صحبت كنم، چون قصه، فقط قصه من نيست، قصه موسيقي است، من از نگاه خودم مي‌گويم. موسيقي پاپ، اين روزها بي‌گناه و مظلوم در حال افتادن است اما مي‌توان كمك كرد! من و دوستانم مي‌توانيم يك فضاي تصويري محترمي فراهم كنيم، اما چرا جايي برايش نيست؟! واقعا چرا اجازه چنين فضايي داده نمي‌شود؟ اما به آن كسي كه به هنر پاپ ايران خيانت كرد، براي كانال موسيقي‌اش مجوز دادند و ديديم كه او هم نتوانست انتظارات را برآورده كند. همين امر باعث شد تا مسئولان ديگر چنين فرصتي ندهند. همين الان هم مي‌شود يك موسيقي فاخر و محترم را به شكل تصويري به مردم ارائه داد، اما آن خيانت به خاطر «شندرغاز» پول اتفاق افتاد و براي به دست آوردن اين پول همه نوع موسيقي را با تصوير پخش كردند كه باعث بي‌اعتمادي عموم شد. ضمن اينكه سليقه‌ها را هم تغيير دادند. اين مسائل درد ماست و هيچ درماني هم براي آن پيدا نمي‌شود. شما به آلبوم‌هاي موسيقي نگاه كنيد، ما كجا بايد تبليغ كنيم؟ نمي‌تواني بيلبورد بزني و در تلويزيون تبليغ كني. به قول يكي از دوستان بايد شعر و نت را چاپ كنيم و به در و ديوار بزنيم، هر كسي خوشش آمد بيايد بخرد... از طرفي مي‌بينيم كه در پمپ بنزين CD‌فروش‌ها مي‌آيند و مي‌گويند CD شاد مي‌خواهيد، طرف مي‌گويد بله... آن وقت CD را داخل ضبط مي‌گذاري و مي‌شنوي كه خواننده مي‌خواند «... بلوتوث ... نرو...» من كاري به شخص خواننده ندارم، اون هم يك جوان است كه دوست دارد كار كند، حالا او فضاي كاري‌اش را به اين شكل انتخاب كرده است. حرف من اين است، چون مردم نمي‌بينند و قدرت انتخاب ندارند، پس دم‌دست‌ترين‌ها را كه مي‌بينند انتخاب مي‌كنند. بگذاريد مثالي برايتان بزنم، آن ترانه زيباي «ميوه ممنوعه» كه توسط احسان ساخته و خوانده شد. ما مي‌توانستيم پس از پخش سريال يك كليپ زيبا براي آن بسازيم، اما بيننده، تنها به آن بسنده كرد كه در پايان سريال، يك آسمون ببيند كه اسامي عوامل در حال بالا رفتن است! بعد در كمال تعجب مي‌بينيم كه يكي به من مي‌‌گويد: كليپ احسان را مي‌خواهي برايت بلوتوث كنم؟ ديدم، همان تيتراژ پاياني را براي من فرستاده، اين يعني چي؟ چرا بايد اين طور باشد؟ آن وقت شما به راحتي يك سري كليپ‌هاي بي‌معني را از كانال‌هاي ماهواره‌اي مي‌بينيد و همين مي‌شود سطح انتخاب مردم. به قول احسان، اگر شما هر روز يك چوب كبريت را نشان دهيد، آن چوب كبريت براي خود اسم و رسمي پيدا مي‌كند، حتي اگر ارزش چنداني نداشته باشد.»

احسان مي‌گويد: اين حرف‌هايي را كه مي‌زنيم، همكارانمان به دل نگيرند، ما از دردهاي موسيقي مي‌گوييم و اين دردها زماني التيام پيدا مي‌كند كه مسئولان محترم به اين نتيجه برسند كه موسيقي يك نياز رواني براي مردم است و اگر اين موسيقي هدايت نشود مي‌تواند لطمه‌هاي جبران‌ناپذيري بزند كه هم اكنون به عينه مي‌بينيم. اگر اين الگوپذيري به همين شكل ادامه پيدا كند، ديگر نمي‌شود كاري ‌كرد. رضا صادقي ادامه بحث را دنبال مي‌كند: حرف من اين است كه چرا دوستان ما، نبايد موسيقي محترم خود را پخش كنند؟ به نظر شما نبايد احسان خواجه‌اميري را به تلويزيون دعوت كنيم كه در مورد آلبومش توضيح بدهد و آن جواني كه از تلويزيون اين برنامه را مي‌بينند، خودش را جاي احسان روي آن صندلي ببيند و به سراغ اين نوع موسيقي برود؟! اما وقتي احسان را نمي‌بيند، مي‌رود سراغ موسيقي كه تصوير آن را مي‌بيند مي‌رود سراغ «چي‌چي...‌‌ها»! اين جوان بايد هدايت شود كه روزي نام خود را بگذارد «احسان خواجه‌اميري» نه «چي‌چي...‌‌ها»! به نظر شما، برنامه شب شيشه‌اي چه ايرادي داشت؟! مرا به عنوان يك خواننده دعوت كردند تا با مردم صحبت كنم، اين چه اشكالي داشت؟ من هم حرف‌هايم را زدم. اما در عرض چند سال يك بار كافي است؟ ما بايد تريبوني داشته باشيم، تا بتوانيم حداقل در رابطه با موسيقي قابل احترام و ارزشي صحبت كنيم. ببينيد نمي‌خواهم به مطبوعات بي‌احترامي كنم، اما بايد قبول كرد كه در هزاره سوم، رسانه تصويري چيز ديگري است و آنچه مردم از تصوير مي‌بينند با آن راحت‌تر ارتباط برقرار وآن را باور مي‌كنند. اما افسوس كه حضور در تلويزيون براي ما يك آرزو شده است! ضمن اينكه ما را مسئول‌تر مي‌كند، چون با مردم صحبت مي‌كنيم و همين امر باعث مي‌شود كه سال بعد كاري بهتر ارائه بدهيم، پس خواننده مي‌داند سال بعد بايد برود جواب بدهد، پس سعي مي‌كند، كار خوبي ارائه دهد. به خاطر همان جواب پس دادن، بايد كاري خوب ارائه بدهد. در پايان بگذاريد يك مثال بزنم، برادرم كه 14 سال دارد، مدتي رفت سراغ موسيقي بي‌معني و... نمي‌خواستم او را از گوش دادن نهي كنم، پس تصميم گرفتم كه او را به يك سمت ديگر هدايت كنم، يك گيتار الكتريك برايش گرفتم، چند كنسرت خوب هم برايش تهيه كردم ببيند، خودم و چند تن از دوستانم هم برايش با گيتار، موسيقي فاخر زديم، پس از مدتي او اصلا نگاهش نسبت به موسيقي عوض شد!

بهترين فرصت را از دست داديم

در اينجا مي‌خواهيم از اين دو در رابطه با كنسرت‌ها و مشكلاتشان بپرسيم، صادقي مي‌گويد: مشكلات در كنسرت كم نيست. گاهي به تهيه‌كننده‌هايي برخورد مي‌كنيد كه تنها به فكر «صفرها» هستند! مشكلي هم كه پيش مي‌آيد، من خواننده را مي‌اندازند جلو... يعني مردم از چشم من مي‌بينند. من كنسرت نمي‌گذارم كه 2500 نفر روي صندلي ‌باشند و 2000 نفر هم سر پا در شرايطي سخت به كنسرت بيايند تا آن تهيه‌كننده به سود بيشتر فكر كند! من كنسرت مي‌گذارم تا آن 2500 نفر نشسته، در شرايط روحي خوبي به سر ببرند و موسيقي من شنيده شود! از طرفي شما بعضي مواقع با كنسرت‌گذاراني برخورد مي‌كنيد كه نه فضاي موسيقي را مي‌شناسند و نه به هيچ عنوان از موسيقي، اطلاعاتي دارند و تنها به فكر سوددهي هستند. آن دو شبكه ماهواره‌اي هم، به همين شكل عمل كردند. اين شبكه‌ها مي‌توانستند براي ما يك فرصت بزرگ باشند، اي كاش افرادي مثل مرحوم بابك بيات، دكتر چراغعلي و بزرگان ديگر متصدي مي‌شدند و موسيقي را هدايت مي‌كردند. ما مي‌توانستيم از آن دو شبكه موسيقي ارزشي پخش كنيم. اگر يادتان باشد، زماني، تعداد كنسرت‌ها زياد شد، اما به يك باره در سراشيبي سقوط افتاد، مي‌دانيد چرا؟ چون آنهايي كه كنسرت مي‌گذاشتند، نمي‌دانستند بايد چگونه كنسرت برگزار كنند و حس بي‌اعتمادي به وجود آمد. درباره شبكه‌هاي ماهواره‌اي هم همين طور، پخش كليپ‌هاي سطح پايين علاقه‌مندان به پاپ را بي‌اعتماد كرد.

صادقي كه حسابي با هيجان صحبت مي‌كند مي‌گويد: مردم ما، مردم معتقدي هستند و يك سري روحيات خاص خودشان را دارند و همين روحيات، در موسيقي آنها هم نقش‌ دارد و دوست دارند به روحيات آنان احترام گذاشته شود، اما وقتي احترام گذاشته نمي‌شود، هر سيستمي در دنيا اين‌گونه عمل مي‌كند، يعني سيستم مي‌آيد و مي‌گويد «اين» نباشد يا اگر باشد، كم باشد، در حال حاضر موسيقي ما در اين مرحله به سر مي‌برد.

احسان خواجه‌اميري بحث را ادامه مي‌‌دهد و مي‌گويد: ما به آينده اميدواريم. هيچ كجاي دنيا چنين مردماني با اين پتانسيل ندارند، پس ما بايد از فرصت‌ها بهترين استفاده را بكنيم، رضا حرف خوبي گفت، ما بهترين فرصت‌ها را سوزانديم! شما هر چه را در تلويزيون نمايش دهيد مطرح مي‌شود، اي كاش از اين فرصت استفاده مي‌شد و موسيقي ارزشي ما از اين طريق مطرح مي‌شد.

ضمن اينكه در سال‌هاي اخير دسترسي به موسيقي هم آسان بود. جواني كه هيچ سابقه‌اي از موسيقي نداشت و تازه اين كار را شروع كرده بود، الگوي‌ او شد اين كانال كه به دست آوردن آن هم ساده بود! يك نرم‌افزار كامپيوتري، يك كيبورد و ساخت يك كليپ ساده. اين مسائل باعث شد موسيقي ما به سمت پوچي برود. نظر من هم اين است كه اگر از آن شبكه‌‌هاي تلويزيوني استفاده درستي مي‌شد و يك شوراي موسيقي در آن مي‌گذاشتند، مي‌توانستيم، استفاده‌هاي درستي از آن بكنيم. الان هم دير نشده، اگر يك شبكه دولتي بخواهد، كانال موسيقي راه‌اندازي كند و با دعوت از افرادي كه زحمات زيادي كشيدند، موسيقي را درست هدايت كند، فكر بدي نيست و ما مي‌توانيم دوباره به يك موسيقي پويا برسيم.

ازدواج

احسان خواجه‌اميري چندي پيش ازدواج خود را در يك جمع كوچك خانوادگي جشن گرفت، اما رضا صادقي همچنان به دنبال عروس مشكي‌پوش است! صادقي مي‌گويد: «مادرم، خيلي زياد اصرار مي‌كند كه بايد ازدواج كني، من هم به مادرم گفتم، بايد يك عروس پيدا كنم! كه لباس مشكي بپوشد، آن وقت ازدواج مي‌كنم» (همه مي‌خنديم).

بچه‌هاي رضا صادقي

شايد همين امسال ازدواج كنم، شايد هم نه! اما به دنبال يك اتفاق بزرگ هستم، در ابتداي دهه چهارم زندگي‌ام، بدم هم نمي‌آيد، تشكيل خانواده بدهم! من حتي نام بچه‌هايم را هم انتخاب كرده‌ام. چون دوست دارم دو تا دختر داشته باشم، يكي «قصه» و ديگري «عشق»، اما اگر خدا به من پسر داد دوست دارم نامش را «علي» بگذارم.

كسي را متهم نمي‌كنم

اين پرسش بارها پيش آمده كه چرا ترانه‌هاي «رضا صادقي»، اينقدر لو مي‌رود؟ صادقي به اين پرسش خيلي دقيق پاسخ مي‌دهد: «اگر اين اتفاق براي احسان مي‌افتاد، به خودم مي‌گفتم احسان دروغ مي‌گويد، خودش كارشو لو داده بيرون، مي‌گويد كار لو رفته است و مي‌خنديدم، اما متاسفانه در مورد من چنين اتفاقي افتاده كه از سوي دوستان نزديك من هم بود، البته من كسي را متهم نمي‌كنم، اين كار مثل اين است كه سوئيچ روي خودروي روشن بگذارم و دزد اتومبيل را ببرد، من نبايد اتومبيل را روشن مي‌گذاشتم. من بايد زيرك و آگاه بودم. يكي از مسئولين به من مي‌گفت تو حرفه‌ات چيه؟ گفتم: موسيقي. گفت: پس حرفه‌اي به آن نگاه كن! به همه چيزش، حتي به ضبط منزلت و... اما من اين جوري نگاه نكردم. همين لو رفتن باعث شد كه من قطعات را دوباره تنظيم كنم، جا دارد در مورد آلبوم جديدم هم بگويم كه روي دو، سه تا كارم، بايد چند اصلاحي صورت مي‌گرفت كه من با آغوش باز پذيرفتم. خوشحال مي‌شوم تا زمان تولدم اين آلبوم روانه بازار شود، يعني 25 مرداد 1388 كه من 30 ساله مي‌شوم (تاريخ تولد 30/5/1358) اما باز هم قول نمي‌دهم! گرچه تعدادي از دوستان مطبوعاتي به من تهمت دروغگويي زدند، به همين خاطر قول نمي‌دهم!»

موسيقي ارزشي

شما مي‌دانيد موسيقي ارزشي چه نوع موسيقي است؟ 

صادقي مي‌گويد: موسيقي ارزشي، موسيقي است كه با تفكر و فرهنگ ما همراه باشد. اگر مي‌بينيد، موسيقي اون ورآبي، در سال‌هاي اخير مطرح شده، چون تريبوني دارند به نام ماهواره... اين فرصت براي ما هم، با آن دو شبكه پيش آمد كه افسوس، آن فرصت را سوزانديم. من خبرش را دارم كه خود آنها از كارهاي خوانندگان نامي‌ چون؛ احسان، محمد اصفهاني، عليرضا عصار و...چقدر لذت مي‌برند! من هم اگر يك تريبون داشتم، مي‌آمدم از موسيقي ارزشي خودمان دفاع مي‌كردم، آن‌ وقت آنها متوجه مي‌شدند كه ما چه مي‌گوييم و مي‌فهميدند كه موسيقي ما ارزشي است و آن چيزي كه آن دو شبكه نشان مي‌دهند، تمام موسيقي‌ ما نيست. وقتي آن ور آبي‌ها، موسيقي فاخر بچه‌هاي اينجا را نمي‌بينند، فكر مي‌كنند كه موسيقي ما همان دو شبكه است.... من خودم به شخصه از همه نوع سبك موسيقي حمايت مي‌كنم، چرا؟ چون اگر همان موسيقي «رپ» دچار كلام بي‌‌‌مفهوم و دور از فرهنگ ذهني من نباشد، من گوش مي‌كنم. اما متاسفانه يك سري موسيقي بي‌ارزش باعث شده كه نگاه‌ها به پاپ طور ديگري شود. به نظر شما مگر همه كارهاي پاپ، بي‌ارزش است؟! ما نبايد به وسيله موسيقي‌هاي مبتذل با شعور مردم بازي كنيم. چون شنونده موسيقي، تفاوت موسيقي خوب و بد را متوجه مي‌شود... ما بايد آلبومي توليد كنيم، كه وقتي يك ايراني مي‌شنود، به خودش بگويد، اين آدم به تمام لحظه‌هاي من فكر كرده بعد خوانده... شعري را كه انتخاب كرده، شعري است كه من شنونده در طول روز با آن برخورد مي‌كنم. ما خودمان بايد «پاپ» را ارزشمند كنيم و با تفكر به آن نگاه كنيم. متاسفانه شنيدم كه مي‌گويند پاپ يعني «دمبولي ديمبو»... منِ رضا صادقي، احسان و... هيچ كدام به تنهايي نمي‌توانيم اين ديدگاه را تغيير دهيم... وقتي مي‌گوييم حمايت، منظورمان اين نيست كه به ما پول بدهيد، اما به عنوان يك مسئول مرا مثل برادر كوچكتر يا پسرتان بدانيد و به ما انگيزه بدهيد، بگذاريد كنسرت‌هاي بيشتري برگزار كنيم، يك تريبون به ما بدهيد تا ما جوانان را به سوي موسيقي ارزشي آن هم به شكل هدفمند سوق دهيم، ما نبايد بهانه دست لس‌آنجلسي‌ها بدهيم، من و امثال من هيچ وقت نمي‌توانيم بخوانيم، «قند و نباتي، شكلاتي و...» اصلا در تفكر ما نمي‌گنجد! اما وقتي آن دو شبكه، مي‌آيند كليپ‌هاي سطح پايين با اشعار مبتذل جواناني كه به دنبال نام هستند را پخش مي‌كنند، آن‌ور آبي‌ها، همه را به يك چشم نگاه مي‌كنند و عليه «پاپ» ما جبهه مي‌گيرند، به همين خاطر است كه مي‌گويم آن دو شبكه همه چيز را خراب كردند و پاپ را به نابودي كشاندند.

احسان خواجه‌اميري نظر جالبي در اين باره دارد: «اين دو شبكه، صددرصد به ضرر موسيقي پاپ ايران عمل كردند! آغاز حضور و فعاليت اين ماهواره‌ها با شرايط عجيبي همراه بود. من و رضا و ديگران كه براساس قوانين پيش مي‌رويم به فكر موسيقي و مردم هستيم، اما آن شخص حقيقي كه مي‌آيد يك شبكه راه‌اندازي مي‌كند، به دنبال سود است. جامعه ما احتياج به يك شبكه تلويزيوني موسيقي دارد كه افراد قانونمند در اين حيطه فعاليت ‌كنند، تا بتوانند صحبت كنند و موسيقي بتواند خلوت مردم را پر كند، اما در كمال تعجب مي‌بينيم كه موسيقي‌هاي بي‌معني از شبكه‌هاي ماهواره‌اي پخش مي‌شود و هر دو طرف، صاحب شبكه و خواننده به دنبال سود هستند، اين اتفاق در سال‌هاي اخير براي موسيقي ديگر كشورها هم افتاد و موسيقي آنان را در سراشيبي قرار داد، چرا كه آنها هم از كارهاي ارزشي، فاصله گرفته بودند. در واقع موسيقي با بيزينس عجين شده و تجاري شده است.

فصل تازه

خيلي‌ها مي‌گويند «سلام آخر»، خيلي شنيدني‌تر از «فصل تازه»، آلبوم جديد احسان بود. رضا صادقي در مورد آلبوم جديد احسان مي‌گويد: من بارها گفتم اگر آلبوم جديدم وارد بازار شود، با «وايسا دنيا» تفاوت دارد! در مورد احسان هم، همين طور. «سلام آخر» او در يك برهه زماني آمد كه شديدا تب موسيقي بالا گرفته بود، اما نبايد بگويم «فصل تازه» خوب نبود. تفاوت «فصل تازه» كه اشعار و آهنگسازي زيبايي داشت، با «سلام آخر» در تفاوت نگاه بود. به نظر من «فصل تازه» ترانه‌هايي دارد كه قشرهاي مختلف سني از آهنگ‌هاي آن لذت مي‌برند. براي مثال سه قطعه آن براي من شنيدني بود، دو قطعه ديگرش براي پدرم و...

از صادقي مي‌پرسيم آيا انتقادي به احسان داري؟ او مي‌گويد: انتقاد نمي‌كنم، چرا كه اين كار يعني توهين به طرفدارانش، اما به او مي‌گويم كه احسان تو هنوز 25 سال سن داري، همه ما فرصت اشتباه داريم، اما نه خطايي كه غيرقابل بخشش باشد. از او مي‌خواهم كه كارهايش را مرور كند تا بتواند كاري خوب ارائه دهد. مرور كند كه مردم از كدام كارهاي او بيشتر خوششان آمده و از كدام خوششان نيامده مي‌دانيد چرا ما نمي‌توانيم خطا كنيم؟ در خارج از ايران، خواننده وقتي دو قطعه مي‌خواند، و وقتي متوجه مي‌شود، مردم از آن استقبال نكردند، سريعا 4 قطعه ديگر مي‌سازد، اما اگر ما در يك آلبوم اشتباه كنيم، بايد مدتي نزديك به يك سال به انتظار مجوز بمانيم تا بتوانيم كار گذشته‌مان را جبران كنيم و اين مدت خيلي زياد است.

احسان مي‌گويد: در آلبوم «فصل تازه» دلم مي‌خواست كه آن فضاي آلبوم گذشته را بشكنم و البته از اطرافيان هم نظرخواهي كردم، كه كار جديدم را چگونه روانه بازار كنم كه حاصل آن شد «فصل تازه»...

رضا هم در مورد آلبوم جديدش مي‌گويد: از بس گفتم فلان روز مي‌آيد، اما نشد، راستش خودم ديگر خجالت مي‌كشم! اما تمام كارهايش به پايان رسيده، البته يه مقدار به خاطر مجوز به مشكل برخوردم و اين مسائل باعث شد از آخرين آلبومم دو سال بگذرد، آلبوم جديدم تفاوت‌هاي زيادي با آلبوم «وايسا دنيا» دارد، نام آلبوم جديدم «يكي بود، يكي نبود» است.
+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/23ساعت 23:7  توسط ســــــــــام  | 

احسان و مصاحبه با ایراندخت /تیتراژ سریال های ماه رمضان

کنسرت كرج 26 و27 مرداد


ساعت برگزاري 26 مرداد : ساعت 21
ساعت برگزاري 27 مرداد : ساعت 18 و 21
مکان : تهران ققنوس كرج رستوران اوا

آقای خواجه امیری به مدت سه شب در کیش کنسرت داشت.

عکس هایی از شب های کیش

02



احسان :مامانم وقتي ميخواندم و چهچه ميزدم در ميزد و ميگفت نخوان همسايه ها اذيت مي شوند !!!

استاد :من آن موقع به شكار ميرفتم يك دوربين خريده بودم از آلمان به قيمت يك ميليون و دويست هزار تومان.يك دوربين عالي بود زير آب هم قابل استفاده بود و خيلي سال پيش با قيمت بالا خريده بودم. احسان اين دوربين را تكه تكه كرده بود تابفهمد چه طوري كار ميكند !!!

 

احسان : استادان من هميشه مي گفتند من هيچ چيز نمي شوم.مثلا آقاي كيايي به من درس سنتور ميداد و كوك ساز من بايد يك سال در كوك شور مي بود تا ان دو جلد كتاب را بزني و ياد بگيري اما من در جلسه بعد كه ميرفتم خودم سازم را ماهور كوك كرده بودم و استاد هم دعوا ميكرد و ميگفت اين بچه را ديگر نياوريد سر كلاس.گوش نميكند.درس هايش را نميزند و كوك را عوض ميكند !!!

فضول بودم ديگر (خنده )

 

تو اين مصاحبه احسان خواجه اميري علت عدم همکاریشون با سريال ستگاران رو گفتن ...

براي يكي از سريال ها قرارداد بسته بودم با قيمت خيلي بالا . اين بالاترين دستمزدي بود كه تا به حال گرفته بودم و خيلي دوست داشتم با كارگردانش كار كنم ولي فقط براي اينكه قرار بود پنجاه شب پخش شود نپذيرفتم .خيلي دوست داشتم با اين گروه كار كنم چون اولين كار مشترك ما با هم بود حداقل 4-5 جلسه نشستيم و با هم صحبت كرديم همه چيز مرتب بود قرار بود كار كنم. صحبت ها رد و بدل شد و من فقط براي اينكه قرار بود اين صدا مدت طولاني از تلويزيون پخش شود و به نظرم زياد بود نپذيرفتم.




تا قبل از ماه مبارک رمضان در تهران کنسرت می‌دهم

خواجه‌امیری در گفت‌و‌گوی اختصاصی با موسيقی ما گفت؛
تا قبل از ماه مبارک رمضان در تهران کنسرت می‌دهم
موسيقی ما- بهمن بابازاده: خواننده خوش‌صدای دنیای موسیقی پاپ، این روزها کم‌تر به سؤالات خبرنگاران جواب می‌دهد و ترجیح می‌دهد که در سکوت کامل به فعالیت‌هایش ادامه دهد.
خبر حضور صدای او در سریال‌های ماه مبارک رمضان، باعث شد که به سراغ‌اش برويم، ولی او ترجیح داد با توجه به اینکه هنوز توافقات‌اش صد‌در‌صد نشده در این مورد حرفی نزند.
خواجه‌امیری اما در مورد برنامه‌های جدیدش به موسيقی ما گفت:«همه سعی و تلاش ما اجرای برنامه و کنسرت، پيش از ماه مبارک رمضان در تهران است و قطعا همه سعی‌مان را در این مورد انجام خواهیم داد».
اوهمچنین در مورد موج بازخورد‌های آلبوم آخرش گفت:« بازخوردهای مختلفی را ديده‌ايم و همچنان می‌بينيم ولی کلیت ماجرا به‌نظرم راضی‌کننده است و امیدوارم مردم و هوادارانم هم از آلبوم راضی باشند».
آلبوم« فصل تازه» آخرین آلبومی است که با صدای احسان خواجه‌امیری در بازار موسیقی پاپ منتشر شده‌است



آیا احسان غایب است؟
تکلیف تیتراز های رمضان مشخص میشود

20 مرداد ماه در جلسه ای با حضور معاون سیمای جمهوری اسلامی تکلیف تیترازهای چهار سریال ماه رمضان مشخص خواهد شد
.
طی هفته های اخیر حساسیت های زیادی در خصوص وضعیت موسیقی در صدا و سیما به وجود امده است و به این ترتیب مسئولان قصد دارند با مطالعه کافی و بررسی تمام تیتراژهای پیشنهادی از سوی تهیه کنندگان این سریال ها دست به یک گزینش درست و حسابی بزنند
.
طی سالهای گذشته احسان خواجه امیری با اجرای تیترازهای مثل(برای اخرین بار
.
میوه ممنوعه. و مثل هیچ کس ) موفق ترین خواننده تیترازهای سریالهای ماه رمضان

بوده است اما هنوز مشخص نیست در ماه رمضان امسال هم صدای او روی تیتراز سریال ها بشنویم

از سوی دیگر احتمال آنکه محمد اصفهانی امسال با صدایش عرض اندام کند بعید است.



 احسان خواجه اميري سه شب در كيش مي خواند

كنسرت "احسان خواجه اميري" خواننده مورد علاقه نسل جوان در جزيره زيباي كيش برگزار مي شود. به گزارش اداره كل امور فرهنگي و روابط عمومي سازمان منطقه آزاد كيش، اين خواننده موسيقي طي روزهاي 21 تا 23 مردادماه جاري و همزمان با برگزاري دوازدهمين جشنواره تابستاني كيش كنسرت خود را به اجرا در خواهد آورد. كنسرت احسان خواجه اميري ساعت 30/1 بامداد و پس از پايان مراسم جنگ شبانه در محل تالار شهر كيش برگزار مي شود. وي طي اين سه شب ترانه هايي از چهار آلبوم خود را براي علاقمندان اجرا خواهد كرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20ساعت 22:46  توسط ســــــــــام  | 

اعياد شعبانيه رو بهتون تبريك مي گم.

اعياد شعبانيه رو بهتون تبريك مي گم.

پیشنهاد میکنم شما هم حضور داشته باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت 12:36  توسط ســــــــــام  | 

مصاحبه احسان خواجه اميري با مجله " زندگي ايده آل "

 

نــه اين قرارمــون نبــود

حرف هاي خواندني احسان خواجه اميري درباره زندگي پر تلاطم اش

 

 

من مردمي هستم

مردم ما با محبت هستند . گرچه از لفظ « مردم » خوشم نمي آيد ، چون فاصله اي بين ما ايجاد مي كند. من هم مردم هستم. تا وقتي مردم موسيقي مرا دوست داشته باشند ، من احسـان خواجـه اميـري هستم.

وقتي دوست نداشته باشند ، با هيچ زوري نمي شود مجبورشان كرد و همه اش از روي لطف است

 

لذت در هياهو

من اين تنوع كاري را دوست داشتم و لذت مي بردم . خيلي ضرر دستگاه هاي صوتي را دادم ولي دوست دارم كلكسيون انواع ميكروفون داشته باشم. بالاترين تفريح من اين است كه انواع دستگاه هاي صدابرداري را داشته باشم. تجهيزات كامپيوتري ام به روز باشد و سيم ها از اين اتاق به آن اتاق آويزان باشند . من هميشه به خاطر تجربه هاي قبلي ام جلوتر از ديگر آهنگسازان بوده ام.

آرزوهاي بزرگ

موفقيت اولين آلبوم من در 18 سالگي سرنوشتم را تغيير داد و اگر آن اتفاق نمي افتاد وارد دنياي خوانندگي نمي شدم با وجود فضاي خانه تفريحم در بچگي برنامه نويسي كامپيوتر بود . آن زمان به اين شكل در همه ي خانه ها كامپيوتر نبود ولي عاشق اين بودم كه برنامه نويسي كنم و هميشه دوست داشتم يك متخصص كامپيوتر باشم. در هر كاري كه به كامپيوتر برمي گشت دستي داشتم . بعدها هم برنامه نويسي كامپيوتري خيلي در موسيقي به من كمك كردو كلا رياضيات در زندگي ام عامل مهمي بوده ... به نظر من زندگي رياضيست و خيلي ذهنم را در روابطم در دوست انتخاب كردن هايم و... باز كرده.

ساز هاي نيمه تمام

از بچگي ساز ميزدم و پدر و مادرم در اين مسير خيلي از من حمايت كردند . امروز مي گفتم مي خواهم سنتور بزنم سه هفته بعد مي گفتم مي خواهم تار بزنم و هميشه مي گفتم اين ديگر آخريش است و اين را تا آخر ادامه مي دهم... ولي كلا با ساز ها بازي مي كردم . اهل كوچه و خيابان نبودم و بيشتر در تنهايي خودم تجربه مي كردم.

آدم تجربه گرايي هستم خيلي سخت مي توانم چيزي از كسي ياد بگيرم . چيزي كه به دستم مي دهند مي روم كاتالوگش را مي خوانم و آنقدر با آن كار مي كنم تا ياد بگيرم. سعي و خطا هر چند زمان مرا خيلي گرفته ولي روش من بوده تا ياد بگيرم.

بيشتر با ساز ها بازي مي كردم جايي مي ديدم كسي دارد تار مي زند مي خواستم تار بزنم .

هنرمندان بسياري به خانه ي ما رفت و آمد داشتند . اولين بار كه تار دلم خواست ، استاد شهناز به خانه ي ما آمدند و من تا فرداي آن روز كاري كردم كه پدر تا 12 ظهر تار خريد و به خانه آورد !

اما هيچكدام از آن ساز ها را ادامه ندادم چون در بچگي اصلا كسي كه فكر مي كنيد نبودم. وقتي ما را به مهماني دعوت مي كردند رسما مي گفتند : « احسان را نياوريد !» سرم هفت بار شكسته و خيلي شيطان بودم همين الان وقت صحبت كردن با تلفن 20 بار دور اينجا مي چرخم ، بيش فعال بوده ام و هستم در كنسرت ها از اين بر سن مي روم آن بر سن ...

يك بار هم با چيزي مثل كوكتل مولوتف خانه همسايه را آتش زدم ! اسباب بازي مورد علاقه ام در بچگي تفنگ بود ، اصلا ماشين نمي دانستم چي هست...

سكوت يك خجالتي

هيچ وقت در ذهنم اين نبود كه روزي خواننده شوم. براي خودم هيچ وقت اين تصوير را نمي ساختم كه در كنسرتم 5 هزار نفر جلوي من نشسته اند واقعا اولين اجرايي كه رفتم روي صحنه فكر نكرده بودم كه چه بايد بگويم .

اولين تا آخرين آهنگ را خواندم و آمدم پايين بدون اينكه حرفي بزنم.

اولين بار كه كنسرت دادم خيلي جو گرفته بودم 3 بار اركستر اينترو زد و من نتوانستم بخوانم...

خواست خدا بود همه اش خواست خدا بود . من در همه ي برنامه هاي راديويي و تلويزيوني گفته ام كه خدا بايد بخواهد تا اتفاقي بيفتد : « همه دنيا بخوادو تو بگي نه ... » راز اين دنيا اين است.

من اصولا خيلي آدم خجالتي اي هستم خيلي كم پيش مي آيد جايي بتوانم چيزي بخورم . ولي موسيقي و صحنه را چون ديده بودم چيز عجيبي برايم نبود . يك بار سيزده سالم بود و پدرم جايي برنامه داشت گفتم مي خواهم با شما تار بزنم حالا سه ماه بود كه تار زدن را شروع كرده بودم ! همانجا پوست تارم كنده شد و كل مردم خنديدند ولي نترسيدم.

 

♫ خجالتي يا شيطان ؟

 

كسي كه اينقدر انرژي دارد . اذيت نمي شود ؟ خودت هيچ وقت فكر نمي كني نياز به آرامش و استراحت داري ؟

بيشتر اطرافيانم اذيت مي شوند اما من وقتي كار عجيبي نمي كنم حالم بد مي شود . البته الان بزرگترين آرزوي من اين است كه بگويند 20 روز كار نداري ، بخواب . ولي من مي دانم كه نمي توانم بخوابم . يك روز كه استراحت كنم و بخوابم افسرده مي شوم بعدش دوباره بايد بروم دنبال كار...

 

شب ها راحت مي خوابي ؟

آنقدر در روز فعاليت مي كنم كه شب راحت مي خوابم.

 

جايي گفتي شيـــطان هستي . جايي گفتي خجالتي . بالاخره كدامش ؟

بيش فعال بودم كه بايد درمان ميشد . من اصلا دوست دوران بچگي ندارم.

از دوران نوجواني يا دانشــگاه كه كه آدم ها وارد دوران رفيق بازي مي شوند ، چطور ؟

نه، اصلا .

در كارت چه ؟

نه روابطم در حد مراودات كاري است

كسي كه باهاش درد دل كني ؟

نه در روز دوست آنچناني به من زنگ نمي زند

 

♫ روياي كار گرداني ♫

 

خيلي دوست داشتم كارگردان بشوم خيلي دوست داشتم جلوه هاي ويژه رايانه اي كار كنم ولي فرصت نكردم چند وقت پيش فكر كردم تهيه كنندگي كنم ،خودم پول بگذارم و فيلم بسازم

 

.كارگرداني اش را هم خودت بكني ؟

دوست دارم.

همه كارهايش را هم خودت مي كني ؟

اري فيلم برداري ، صدا برداري و...

و بازيگري ؟

يك سكانس در ميوه ممنوعه بازي كردم ولي خيلي بد بود ! آقاي فتحي گفت من هم نه نگفتم ، ولي خيلي مصنوعي بازي كردم با وچود اينكه در دوران راهنمايي بعد از درس و معلم ميز ها را به هم ميچسباندند و من نمايش اجرا ميكردم

با اين هوش چرا ادامه تحصيل نميدهي ؟

فرصت نمي شود ، ذهنم خيلي آشفته شده. به اين نتيجه رسيده ام كه الان ديگر مال خودم نيستم نمي توانم هر كاري كه دلم مي خواهد را بكنم .كنسرت پشت كنسرت ... بايد يك برنامه ريزي انجام دهم.

 

وقت تفريح داري ؟

نه

تفريحت چي هست ؟

فيلم زياد مي بينم خيلي دوست دارم. فيلم هاي با ساختار حرفه اي را دوست دارم.

كارگردان مورد علاقه ات ؟

پيتر جكسون

لباس ؟

خيلي كت و شلوار دارم . پدرم مي گويد هنرمند بايد خوش لباس باشد. البته خيلي در نخ لباس نبوده ام

چرا هميشه در كنسرت هايت كت و شلوار مي پوشي ؟

به مخاطب احترام مي گذارم . فضاي كنسرت رسمي تر است . ادبيات من هم رسمي تر است .

من و بابام

الان خيلي كم بابا را مي بينم ولي ارتباطمان خيلي دوستانه است . مامان و بابام خيلي با من دوست بودند اگر بچه خودم اينقدر امكانات مي خواست ، برايش فراهم نمي كردم.

پدرم دوست نداشت من خواننده شوم شايد چون به آنجايي كه مي خواست نرسيد هميشه مي گفت درست را بخوان مهندس شو و يك زندگي آرام داشته باش.

ولي تو كلا حرف گوش كن نبودي !

حرف گوش نكن خوبي بودم.

به اجراي مشترك با پدر فكر مي كني ؟

فكر نكنم قدرت اين كار را داشته باشم . يك بار جايي بوديم و خواستيم آهنگ جان بابا را با هم بخوانيم. بابا قست خودش را خواند اما نوبت من كه شد نتوانستم ، بغض كرده بودم ...

مردم همه گريه شان گرفته بود.

 

اگر عاشق نبودم

احساساتي هستيد ؟

نه بيشتر منطقي هستم.

تا به حال عاشق شده اي ؟

اگر عاشق نشده بودم كه هيچ قطعه اي نساخته بودم !

اين عشق خيلي هم به من كمك كرده.

در زندگي خانوادگي ات موفقي ؟

بله

يعني خانم تان شما را يك شوهر خوب مي داند ؟

ما هنوز سر خانه ي خودمان نرفتيم.

نرفتيد چون وقت نداشتيد ؟

نه مشغول طراحي و چيدمان خانه مان هستيم.

طراحي خانه را هم خودتان انجام داده ايد ؟

خانم من خودش معمار است . من هم طرح داده ام.

با اين شوق تجربه گرايي شايد بخواهيد در خانه هم خودتان آشپزي كنيد !

آشپزي من خيلي خوب است اما آشپزخانه را هم به هم مي زنم تا يك پيتزا درست كنم ! بيشتر هم دنبال ضرر زدن به بدنم هستم . پاستا مي خواهم درست كنم دو تا قالب كره مي ريزم با پنير پيتزا ...

خيلي برايم مهم است كه چه غذايي بخورم ، اصلا نمي توانم غذاي بد مزه بخورم.

خيلي زياد فكر مي كنم ، فكرم هميشه درگير است. ولي تحركم خيلي كم است ، خيلي كم ورزش ميكنم و استعدادم در اين زمينه خيلي كم است. دنبال ورزش رفتم ولي هميشه همه از من بهتر بودند. شايد چون عجول بودم و تمركز نداشتم.

عاشق فوتبال ام و خيلي دوست داشتم فوتباليست خوبي مي شدم ولي نشد . الان هفته اي دو بار با دوستان فوتبال بازي مي كنم ولي از بازيكنان خوب تيم نيستم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/04ساعت 17:32  توسط ســــــــــام  | 

امشب شب مهتابه 20 خرداد اكــران شد

کارگردان فیلم "غیر منتظره" درباره پرداختن به موسیقی در بخش‌هایی از فیلم تازه خود گفت: موسیقی از نظر احساسی می‌تواند دو نسل را به هم نزدیک کند و موسیقی‌ستیزی باعث دوری آنها از یکدیگر می‌شود. در "امشب شب مهتابه" موسیقی‌ستیزی پدر باعث دوری وی از فرزندش می‌شود و برخلاف آن آشنایی پیام با موسیقی باعث آشتی و نزدیکی با پدرش می‌شود.
کریمی درباره بازی دانیال عبادی و مهناز افشار در فیلم گفت: برای نقش یحیی (پیام) دنبال شخصی بودم که در چهره‌اش کودکی و معصومیت خاص دیده شود. این شخصیت در فیلم به اندازه کافی تلخ است. به همین دلیل دنبال شخصیت مرد کودک بودم. من و مرتضی شایسته تهیه‌کننده فیلم چند نامزد داشتیم که دانیال عبادی در هر دو فهرست مشترک بود
.
کریمی با اشاره به حضور احسان خواجه‌امیری به عنوان آهنگساز فیلم "امشب شب مهتابه" گفت: ما برای این فیلم به شخصی نیاز داشتیم که موسیقی سنتی و پاپ را به خوبی بشناسد و با آهنگسازی فیلم نیز آشنایی داشته باشد. به عقیده من خواجه‌امیری گزینه‌ای مناسب برای این کار بود و موسیقی متن فیلم بسیار راضی‌کننده است. کارگردان "امشب شب مهتابه" ادامه داد: خواجه‌امیری برای فیلم پنج ترانه اجرا کرد که یکی از انها با آلبوم جدید وی مشترک است و دیگر آهنگ‌ها هنوز شنیده نشده است. حضور بازیگران سرشناس و آهنگساز همه در خدمت باورپذیر کردن داستان برای مخاطب است و همه عوامل در خدمت فیلم قرار دارند تا داستان به خوبی با فضاسازی‌های مناسب تعریف شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/28ساعت 12:33  توسط ســــــــــام  | 

مصاحبه اختصاصي با احسان خواجه اميري


شماره جديد اتفاق نو :

با هيچ خواننده اي دوست صميمي نيستم

زمان : يك تا حدود چهار بامداد روز سه شنبه پانزده ارديبهشت 88

مكان : دفتر كار احسان خواجه اميري در خيابان سعادت آباد

فضا : فوق العاده صميمي و آرام . پذيرايي چاي بيسكويت و قهوه سرد (مدل كاملا جديد!)

 

:: آلبوم آخرت (فصل تازه) اسفند ماه منتشر شد. خيلي ها وقتي اين آلبوم را شنديدند ، به اين نتيجه رسيدند كه اسفند ماه ، زمان مناسبي براي انتشار اين آلبوم نبود . نظر خودت چيست ؟

در فصل تازه خيلي بهتر ميتوانستم حركت كنم ، از توليدش گرفته تا تكميل آن براي انتشار ! شايد فشار زياد كاري و بالا رفتن استرس باعث شد در مورد اين آلبوم عجله كنم . ميتوانستم زمان انتشار فصل تازه را عقب بياندازم و بيشتر روي آن فكر كنم ، چند آهنگ خوب داشتم كه مي تواستم از آنها هم در همين آلبوم استفاده كنم .

:: آلبوم جديدت امسال منتشر نمي شود ؟

اصلا معلوم نيست . نمي خواهم حرفي بزنم . چون اگر تاريخ بدهم ، نسبت به آن تعهد پيدا ميكنم و شايد آلبوم را قبل از آنكه تكميل شود ، منتشر كنم ! شايد در زماني كوتاه با چند حركت خيلي ظريف بتوان سرنوشت يك آلبوم را تغيير داد . موسيقي پر از جزئيات است . امكان دارد سه سال وقت بگذاري تا چهل دقيقه صدا توليد كني . پس ضريب اشتباه بايد فوق العاده پائين باشد.

:: اگر قرار باشد از بين اردلان سرفراز و ايرج جنتي عطايي با يك نفر همكاري كني ، كدام يك را ترجيح ميدهي ؟

افشين يداللهي را !

:: آخرين بار كي با افشين يداللهي صحبت كردي ؟

3-4 روز پيش قرار شد يك شب با هم شام بخوريم .

:: با حسن فتحي آخرين بار كي صحبت كردي ؟

اسفند ماه با ايشان تماس گرفتم و به كنسرتم دعوتشان كردم ايشان هم گرچه مشغول ساخت « اشك ها و لبخند ها » بودند اما افتخار دادند و به كنسرت آمدند .

:: با همسرت كي صحبت كردي؟

نيم ساعت قبل از مصاحبه

:: ناراحت نشد كه نيمه شب از خانه بيرون هستي و قرار است مصاحبه كني؟

خدارو شكر نه !

:: اگر قرار باشد با يكي از اعضاي خانواده ات به سفر بروي پدرت همراه خودت مي بري يا مادرت را ؟

اين سخت ترين سوال بود اما مادرم را با خودم مي برم .

بقيه رو تو صفحه هاي اسكن شده بخونين.


صفحــه يــك

صفحـــه دو

صفحــه ســه



 حضور احسان خواجه اميري در مراسم ترحيم " پيمان ابدي " هنرمند بدلكار.

 

یه کلیپ برای دانلود گذاشتم که اگه دانلود نکنی نصف عمرت بر فناست.

آهنگ انگار نه انگار از احسان خواجه امیری در سال84 با موهای قشنگ و بلندش که در برنامه ی تلویزیونی دعوت شده است*

دانلود

برگرفته شده از بهترین وب سایت طرفداران احسان خواجه امیری  http://www.bihamnafas-bito.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 21:12  توسط ســــــــــام  | 

ارزش زمان**تو خوشبختی**جالب

ارزش ده سال را ، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.

ارزش چهار سال را ،  از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرسند.

ارزش یک سال را ، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.

ارزش یک ماه را ، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.

ارزش یک هفته را ، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرسند.

ارزش یک ساعت را ، از عاشقانی بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستنند.

ارزش یک دقیقه را ، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است.

ارزش یک ثانیه را ، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.

ارزش یک میلی ثانیه را ، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره  برده است.

زمان برای هیچکس صبر نمی کند. قدر هر لحظه خود را بدانید. قدر آن را بیشتر خواهید دانست، اگر بتوانید آن را با دیگران نیز تقسیم کنید..




اگر امروز که بیدار شدی بیشتر احساس سلامت کردی تا مریضی ، تو خوشبخت تر از یک میلیون نفری هستی که تا آخر این هفته بیشتر زنده نیستند.


اگر هیچ وقت خطر جنگ را تجربه نکرده ای و تنهایی زندان را حس نکرده ای ، در شمار 500 میلیون نفر آدم خوشبخت دنیا هستی .


اگر می توانی در یک جلسه مذهبی شرکت کنی بدون اینکه اذیت و آزار، دستگیری ، شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشی خوشبخت تر از سه میلیون نفر در جهان هستی.


اگر در جیب یا کیف خود پول داری و می توانی گاهی کمی پول خرج کنی ، جزو 8 درصد آدمهای پولدار دنیایی.


اگر پدر و مادرت هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگی می کنند . تو واقعاً بی نظیری!


اگر سرت را بالا می گیری و لبخند می زنی و احساس خوبی داری ، تو خوشبختی ، چون خیلی ها می توانند این کار را بکنند ، ولی اکثراً نمیکنند.


اگر امروز و دیروز دعا کردی ، واقعا خوشبختی ، چون اعتقاد داری که خدا صدای ما را می شنود و به ما جواب می دهد.


اگر می توانی این مطلب را بخوانی خوشبخت تر از کسانی هستی که نمیتوانند این مطلب را بخوانند


من از ركود عشق در خروشم اگر دروغ ميگم بزن تو گوشم
تو قلب هيچكي عشق بي ريا نيست حجب و حيا تو چشم آدما نيست
كشته دلبرندو ارتباطش فقط براي برخي از نكاتش
پرنده پر كلاغ پر صداقت از وجود آدما پر
دلا قسم بخور كه مردي كه ديگه گرد عاشقي نگردي
ما توي صحبت رك و راستيم داداش عشق اگه اينه ما نخواستيم داداش
حالا كزاوي به شما ارزوني عشق ريايي به شما ارزوني
اينا كه من ميگم همش شعاره عشق و محبت شاخو دم نداره
مهم فقط نحوه ارتباطه اينكه اين همه سرش بساطه
نازو ادا هميشه بوده جونم حجب و حيا هميشه بوده جونم
آدمو تو فكرو خيال گذاشتن وقت قرار آدمو غال گذاشتن
وعده اينكه من زن تو ميشم وصله چاك پيرهن تو ميشم

حر فاي داغ و پخته و تنوري چه از طريقه نامه يا حضوري
با اون همه قدو ايالتو قربون با اون همه قولو قرار پيمون
كه با من غمزده داشتي رفتي تو كوچتون باز منو كاشتي رفتي
چقدر وعدهاي بي سرانجام چقدر توي كوچه عرض اندام
چقدر حرفاي عاشقانه چقدر آه و ناله شبانه
چقدر گريه هاي توي پستو چقدر وصف خالو خط ابرو
خلاصه عشقو عاشقي همين هست اما تو تعريفش هميشه دعواست
اين روزا عمر عاشقي دو روزه ان شا... پير عاشقي بسوزه
بلا به دور از اين دلاي عاشق كه جمعه عاشق ندو شنبه فارغ
گذاشته روي ميز من يه پوشه كه اسم عشقاي بنده توشه
زري- پري- سكينه-زهره-سارا وجيحه و مليحه و ثريا
نگين و نازي وشهين و نسرين مهين و مهري وپرند و پروين
چهارده فرشته و سه اختر يه ليلي و دو اشرف و دو آذر

درون اين ليست با عده اي آدم كه اسمشون يادت نيست
گذشته دوراني كه ما يكي بود خدا و عشق و آدما يكي بود
نامه مجنون به حضور ليلي ميرسه اينترنت يو ايميلي
شيرين ميره ميشينه پيش فرهاد روي چمن تو پارك بهجت آباد

تو كوچه دعوا ميشه و غوغا چهار تا يوسف سر يه زوليخا


۱ـ مرا صد بار از خود براني.....دوستت دارم به زندان خيانت هم کشاني ....دوستت دارم ز جرم عشق تو صد زخم کاري بر جگر دارم جگر سهل است ، اگر خونم فشاني ....دوستت دارم .

۲ـ سفر برايم هيچ چيز به جز دلتنگي نداره اما زندگي به من اموخت ... براي بهتر ديدن عظمت هر چيز بايد قدري از آن دور شد!!!؟؟؟؟

۳ـ اندکي ابر مي خواهم... تا قطره قطره اشکهايم را در آن بکارم و وقت درو، زير ضربات شلاق گونه اش، بي رحمانه تنبيه شوم... چرا که گمان مي کردم آرامش نزديک است! و اين در دنياي من ، گناهيست نا بخشودني

۴ـ در دياري كه درآن نيست كسي يار كسي كاش يارب كه نيفتد به كسي كار كسي كاش معشوق ز عاشق طلب جان مي كرد تا كه هربي سروپايي نشود يار كسي.


وقتي که از عشق مي خوندي 
دستاي من رد سرد بود
وقتي که گرمي دستات
اون دستاي سردو فشرد
سردي از اين دلمم رفت
ديگه سرما جا نداره
بي تو دنيا سردو تاره
رنگ خوشبختي نداره
بي تو اين شباي تاريک
نور مهتابي نداره
بي تو يک لحظه نميشه
غشق و حس کرد زندگي کرد
ديگه اين زندگي سرد
طاقت سرما نداره
گرماي وجود تو زندگي و گرم ميکنه
هروزو هر شب عمرم با اميد سر ميکنه

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/18ساعت 16:34  توسط ســــــــــام  | 

جشنواره ملي جوانان

همونطور كه ميدونيد آقاي خواجه اميري در جشنواره " حضرت علي اكبر(ع) " حاضر شدن و سه تا ترانه ي " باران كه مي بارد " "مثل هيچكس " و قطعه ي جديدي تحت عنوان " جواني " رو اجرا كردن.

اجراي زنده موسيقي سمفوني جوان توسط خواننده جوان اجراي زنده موسيقي این جشنواره توسط احسان خواجه اميري خواننده جوان و محبوب بود. احسان خواجه اميري به مناسبت جشنواره حضرت علي اکبر و حضور جوانان سمفوني جوان را اجرا کرد. 

پس از لحظاتي و در حين اجراي زنده موسيقي رييس جمهور، رييس سازمان ملي جوانان و حجت الاسلام محمدي گلپايگاني رييس دفتر مقام معظم رهبري وارد سالن همايش ها شدند و لحظه اي تمام حضار از جا برخاستند وپس از اداي احترام ،همه در جايگاه خود نشستند. ترانه ي جديد رو براتون به صورت صوتي و با كيفيت عالي تهيه كردم که از وب ترانه خانم گرفتم.          کلیک

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/29ساعت 19:14  توسط ســــــــــام  | 

مصاحبه ي احسان خواجه اميري با مجله « رویـــــــش »

احسان خواجه امیری :

مخـــاطبانم با كارهاي شــاد من نيز گريـه مي كنند.

ديگر كسي اشاره اي به اين نكته كه او پسر " ايرج " است نمي كنند ، زيرا خواجه اميري جوان خيلي سريع و به لطف آهنگ هاي خوبي كه براي چند سريال موفق مثل " ميوه ممنوعه " اجرا كرد به محبوبيت و شهرت رسيد.

سال ۸۶ آلبوم خواجه اميري پر فروش ترين آلبوم سال شد و انتظار مي رود كه ‹ فصل تازه › او نيز به رغم آنكه فضايش مورد پسند خيلي ها نيست بتواند در گيشه موفق باشد.

::عنوان آلبوم جدیدتان چیست ؟

« فصل تازه » این کار اخیرا به بازار آمده است.

:: آیا در کارتان هم فصل جدیدی محسوب می شود ؟

بله چون به طور کامل با آلبوم قبلی ام تفاوت دارد و من در این کاست تجربه ی جدیدی در ارتباط با موسیقی داشته ام.

:: خوب یا بد ؟

استقبال از فصل تازه خوب بوده و این کار حتی بدون تبلیغات نیز در هفته ی اولی که به بازار آمد سیصد هزار نسخه فروخت ، اما هنوز به اين جمع بندي نرسيده ام كه مردم صداي مرا در قالب اين نوع موسيقي دوست دارند يا اينكه ترجيح ميدهند كارهايي كه مي خوانم به سياق آلبوم قبلي ام باشد.

::حتي ترانه سرايي كه در كار اولتان حضور داشت و مردم با آثارش ارتباط برقرار كرده بودند را هم در فصل تازه محدود كرده ايد ؟

گفتم كه ، مي خواستم تنوعي در كارم باشد و فضاي تازه اي را تجربه كنم. بله ، دكتر يدالهي فقط دو سه ترانه از ترانه هاي فصل تازه را گفته كه آنها را نيز بر اساس نوع موسيقي و فضايي كه من مي خواستم سروده و اين ترانه ها با آن سبكي كه ايشان در آن خبره هستند تفاوت دارد.

:: موفقيت آلبوم قبلي ات باعث شده تا فصل تازه بيش از آن حدي كه انتظار مي رفت زير ذره بين باشد .

بله. توقعات هم بسيار بالا رفته است . ظرف اين مدتي كه فصل تازه به بازار آمده است خيلي ها ايميل زده و گفته اند كه ترجيح مي دهند از من همان كار هاي قبلي را يشنوند .گويا دگر گوني هايي كه در سبك موسيقي ام ايجاد كرده ام به مذاق خيلي ها خوش نيامده است ، اما ايميل مثبت نيز كم نداشتم و بسياري هم با اين سبك جديد ارتباط برقرار كرده اند.

البته بايد كمي بيشتر به هر دو گروه زمان بدهم. شايد آنهايي كه مخالفند به مرور به فصل تازه عادت كنند و شايد هم خودم به اين نتيجه برسم كه در آلبوم هاي بعدي بايد برگردم به سبكي كه در كار اولم داشتم.

:: خودت خواجه اميري فصل تازه را بيشتر دوست داري يا خواجه اميري كارهاي قبلي را ؟

اگر خواجه اميري فصل تازه را دوست نداشتم اين كار را نمي خواندم . بنابر اين من براي همه ي آلبوم هايي كه بيرون داده ام ارزش قائلم ، اما اينگونه به نظر ميرسد كه اكثريت خواجه اميري را در كارهاي ملايم و احساسي تر بيشتر دوست دارند .

:: در كنسرت هايت هم از قطعات آلبوم جديدت استفاده كرده اي ؟

بله در كنسرت تبريز ۴ قطعه از فصل تازه را خواندم كه مورد استقبال واقع شد.

:: در آلبوم بعدي به سراغ كدام سبك مي روي ؟ باز هم كار متفاوت ؟

چون آلبوم بعدي ام را از مدت ها قبل آماده داشتم لذا دستم براي انجام تغييرات آنچناني بسته است. فقط همين قدر بگويم كه فضاي حاكم بر اين كار نزديك به آلبوم هاي قبلي من است و اصلا همين شباهت باعث شد تا قبل از اينكه آن را بيرون بدهم فصل تازه را توليد كنم.

:: ترانه هايش متعلق به كيست ؟

دكتر يدالهي .

:: اسم آلبوم ؟

هنوز اسمي انتخاب نكرده ام. اما اين كار ده قطعه دارد

:: مي گويند « آهنگ ها و تنظیم هایی که در فصل تازه انجام شده یکنواخت هستند » با این نظر موافقی ؟

خیر این حرف را قبول ندارم زیرا در هر کدام از قطعات فصل تازه سبکی مختلف به کار گرفته شده است.

:: اینکه خودت کارهای فصل تازه را تنظیم نکرده ای ریسک نبود ؟

چرا ، اما هر هنرمندي بايد گاهي ريسك هم بكند تا بتواند ابعاد كارش را بشناسد.

:: مردم با كدام ترك هاي فصل تازه بيشتر ارتباط برقرار كرده اند ؟

با ترك هاي يك و هشت . يعني با « نمی دونی » و « خوشبختی » .

:: تنظیم هر دو تا را خودت انجام داده ای .

بله .

::در کار اولت که می گویی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است نیز اغلب تنظیم ها کار خودت است ؟

بله .

:: پس بهتر نیست که از حالا به بعد نیز خودت کار هایی که می سازی و می خوانی را تنظیم کنی ؟

شاید اینطوری بهتر باشد ، ولي چون هدفم در فصل تازه خلق كاري جديد بود لذا چاره اي نداشتم جز اينكه خودم را در قياس با آلبوم قبلي محدود كنم.

:: وقتي هنرمندي در يك سبك جا مي افتد چرا بايد ريسك كند و به سراغ فضا هاي تازه برود ؟

به هر حال تا فضاهاي نو را تجربه نكنيد ، متوجه نمي شويد كه در كدام سبك مي توانيد موفق تر باشيد.

:: از كارهايي كه براي سريال ها خوانده اي هيچكدام را در فصل تازه قرار ندادي ؟

خير . مي توانستم « میوه ممنوعه » و « مثل هیچکس » را که بسیار هم مورد استقبال قرار گرفته اند در فصل تازه بگنجانم ، اما نمي خواستم كار تكراري ارائه دهم .

:: فضاي حاكم بر فصل تازه چه محتوا و پيامي دارد ؟

دوست داشتم در اين كار حرف از اميد به آينده و فردايي روشن بزنم . مي خواستم بگويم كه « عشق بر می گردد » اما خیلی ها می گویند که ما حتی با کارهای شاد تو هم گریه می کنیم ! میدانم که این یک « تعریف » است ولی خیلی وقت ها راضی به چنین نتیجه ای نیستم .

:: در ارتباط با پروژه های تصویری ، سريال يا فيلمي بوده كه براي تيتراژش خوانده باشي و هنوز پخش نشده باشد ؟

فيلمي است به نام « امشب شب مهتابه » که تیتراژش را من خوانده ام . چند سریال هم پیشنهاد شده که باید ببینم با کدام یک به توافق می رسم.

:: یکی کار سیروس مقدم است ؟

بله ، يك سريال روتين ۵۲ قسمتي است به نام « آشفتگی » كه تابستان شروع مي شود.

:: سال تحويل در تلويزيون نيستي ؟

از شبكه هاي مختلف با من در اين ارتباط صحبت شده كه بايد ببينم با كدام يك به توافق مي رسم .

:: از كنسرتي كه طرحش در ذهنت است مي گويي ؟

فقط همين قدر بدانيد كه كنسرت بزرگي است و اگر بشود پخش زنده ي تلويزيوني هم خواهد داشت .

:: پيــــــام نوروزي ؟

هيچ نعمتي بالاتر از آرامـــش نيست . به همين خاطـر اميدوارم مردم در هر كجــا كه هستند بتوانند طــعم آرامــــــــش را بچشــــند .

:: آلبوم بعدي ات را كي به بازار مي دهي ؟

تـــــــابســـــتـــان . دوست دارم ۲۰ تا كار داشته باشم كه از ميان آنها بتوانم ده قطعه را با كمك دوستانم گلچين كنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت 15:56  توسط ســــــــــام  |